2
بی گمان عریان سازی بی محابای مدرنیته در همه ی عرصه ها ی اندیشه و عمل بشر ءشمشیر دولبه ایست که نتایج دوگانه ای به بار می آورد :از یک طرف با ساده سازی امور و گفتگو درباره ی همه ی ابهامات و جریانات زندگی بشر باعث صداقت بیشتر و رفع اوهام و سوئ تفاهمات ذهنی گشته و انسان را به راوی خویش تبدیل کرده است و توان مقابله ای درست و شجاعانه با ترسهای قدیمی بشر را فراهم کرده و از طرف دیگر به یکسان سازیی ریاکارانه دست زده که وجهی ایدئولوژیک وغیرانسانی یافته است و افراد را در قالبهایی یکدست جا زده است و به بهانه ی ساده سازی به نفی تفاوتها برای دست یابی به موفقیت در عرصه ی رقابت سرمایه داری می رسد و جوامع را به افراط وتفریط می کشاند .
ترس همیشگی در چنین جوامعی همواره ترس از تنها عمل کردن است چون چهارچوبهای موجود در این جوامع آنچنان همه چیز را از قبل برای افراد مشخص کرده است که کوچکترین تفاوتها خطرناک به نظر می رسد وافراد را به انزوا و یا طرد می کشاند.
سکوت در این میانه شاید راهیست که انسان ا زطریق آن می تواند خود را از همه گیری جوگیرانه ی محیط نجات دهد .سکوت نفی گفتگو نیست ونه نفی سخنانی که انسان را به انسان می پیوندد بلکه نفی یکسان سازی تحمیل گریست که از کلمهء راز موفقیت می سازد و راههای جادویی ریاکاری زبانی را در قالب فرمولهای موفقیت به بازار عرضه می کند.همین است که کلمه را از امری مقدس برای ارتباط ناب با انسان به هرزگویی چندش آور بازاری برای فروش کالا ویا انسان تبدیل می کند.ترس من این است که به زودی دیگر قادر به بیان احساسات حقیقی خویش نباشیم زیرا مصرف بی رویه ی کلمات ما را با بحران اعتماد در باره ی کلمه دچار کرده می کند وشاید دور نباشد زمانی که سکوت عاشقانه ترین حرفی باشد که دو انسان می توانند به هم هدیه کنند.نمی دانم شاید بین این گرایش به سکوت و سکوت عرفانی هم ربطی باشد اما این میل در اندیشه ی مدنیته هم وجود دارد میل به تنهایی وسکوت در نگاه همه ی متفکران ناقد مدنیته وجود داشته است( این را در جواب دوستی می گویم که برای مطلب قبل کامنت گذاشته بود)
5 Comments:
مواظب باش یک وقت پست مدرن وطنی نشی
:)
سكوت نفي گفت و گو نيست اما گفت و گو نفي سكوت است
معلومه که تو این مدت زیاد از حد فکر کردی. چون ......خسته نباشی
22 خرداد فراموش نشود!
Post a Comment
<< Home