استاد
به برف نشسته است گیسوان آشفته اش ولبخند تلخ وگستاخش را انگار در گیومه گذاشته اند :چون متفاوت است ، متمایز است ، چیزی است از جنس نفی ، نفی هرچیز............. وچشمهایش که داغ وبرنده ، زل می زند به من با تنی که لم داده به میز ،انگار حریف می طلبد ،واگر لحظه ای نگاهش را ببازی ، سر به زیر اندازی ویا دست وپایت را گم کنی ، آنی پشتت را به خاک می مالد وآنقدرتو را روی خاک باقی می گذارد که یادت باشد : دفعه ی بعد جنگیدن را وبعد وقتی که رهایت می کند تا بلند شوی ، نیم نگاهی از سر دلجویی می اندازد وانگار می رود : "جنگ است این ، کودکم باور کن
6 Comments:
"جنگ است این ، کودکم باور کن
59
سلام
خواستم بگم كه با اجازه تون تو وبلاگ خودم ((حاشيه)) رو لينك دادم
رضا . محبي
هووووووم. :)
59
روزهاي مجازي
شدن ها و بودن ها
در تصويري از نا آگاهي
و تراكم ابرها به بلنداي درخت بلوط...
اينجا دشت افيون است
افيون سرخ...
كودكم
باور كن
خواندن مطلب خوب حاشیه همیشه لذت بخش و انرژی دهند بوده است برای من. مدتی است حاشیه جدیدی اضافه نکرده اید بر دفتر زندگی. مخاطبانی منتظر حاشیه ای نو بر قالی زندگی و فرهنگ هستند. به روز نشدن وبلاگ، مخاطب پیگیر را نگران هم می کند از احوال نویسنده مجازی آن.یا حق
نويسنده ي مجازي حاشيه از خواننده ي پيگير آن ممنون است اما به روز شدگي دقيقا همان ويژگيي است كه ادعاي آنرا ندارم .از آ.ف كه از لحظه ي تولد حاشيه حضور داشته و مرا دلگرم مي كند ممنونم و از نگرانيش هم
Post a Comment
<< Home